تبليغاتX
حرفـهــای یـــک دل تــنــها

حرفـهــای یـــک دل تــنــها

وبلاگ تنهایی

عاشقانه... صادقانه... عارفانه میگویم....

دستبندم

        

پیراهنت در باد تکان می خورد

این....

تنها پرچمی ست که دوستش دارم...!

نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 19:34 توسط یه پسر .....| |


SmileyCentral.comSmileyCentral.com

 

چه زيباست در شب ، در زير نور ماه تا به ستاره‌ها شمع افروختن و براي تو شادي كردن... 

عزیزم تولدت مبارک

«عاشقی جرم قشنگيست به انكارش مكوش...»

 

Get WellGet Well

 عزیزم ..... گلم تولدت مبارک

Birthday PartyBirthday PartyBirthday PartyBirthday PartyBirthday Party

 

 

dreamonly

 

روز تولد توست ، همه میگن مبارک

منم میگم عزیزم ، تولدت مبارک
تولدت مبارک
گل ها رو تو گلدون جا بدین ، باغچه ها رو آبپاشی کنین
همه کوچه ها چراغونی ، خونه ها رو نقّاشی کنین
ماه و ستاره درمیاد ، تو اومدی به جشن ما
می ارزه برق چشمِ تو ، به نور سرتاپاشون
روز به این قشنگی ، هرگز کسی ندیده
صدای ساز و آواز ، به آسمون رسیده
امروز فقط روز توست ، می خوام دنیا بدونه
برای اسم زیبات ، می خونم عاشقونه
تو آمدی به دنیا ، تو قلب من نشستی
خوش آمدی عزیزم ، که عشق من تو هستی
منم تا دنیا دنیاست ، قدر تو رو می دونم
امروز تولّد توست ، از ته دل می خونم

تولدت مبارک ، مبارک و مبارک

عاشقانه ميگم عشقم.... گلم تولدت مبارك
 
 
نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 19:33 توسط یه پسر .....| |


ای خدای تنهایان و بی کسان و بی مونسان!

ای مخاطب آشنای دردهای نگفتنی!

اگر بناست بسوزیم طاقتمان ده!

و اگر بناست بسازیم قدرتمان ده! 

                                                         (سید مهدی شجاعی) 

نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 13:46 توسط یه پسر .....| |


گذشت زمان بر آن ها که منتظر مي مانند بسيار کند،بر آن ها که مي هراسند

بسيار تند، بر آن ها که زانوي غم در بغل مي گيرند بسيار طولاني و بر آن ها که

 به سرخوشي مي گذرانند بسيار کوتاه است اما، بر آن ها که عشق مي ورزند،

زمان را آغاز و پاياني نيست.

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 18:16 توسط یه پسر .....| |


از اون زمونایی که خیلی خوچول موچولو بودم...

همیشه نمره ۱۸ برام خیلی ارزش داشت....نمیدونم چرا....!!!

ولی... یه حس و حال دیگه ای با نمره ۱۸ داشتم تا نمره های دیگه...!!

حتی وقتایی که ۱۹ یا ۲۰ می گرفتم...بازم نمره ۱۸ برام ارزش و خوشگلی دیگه ای داشت..

و حالا یه ۱۸ ..... به شیرینی تمومیه ۱۸هایی که نگرفتم....دارم....

نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 21:38 توسط یه پسر .....| |


در حجوم خس و خارها هم مي شود يک ياس بود

در هياهوي مترسک ها.... پر از احساس بود

دست در دست پرنده

بال در بال نسيم

ساقه هاي هرز خاشاک هارا ... داس بود

کاش مي شد حرفي از "کاش مي شد"هم نبود

هرچه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود

نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 19:49 توسط یه پسر .....| |



و عشق هم بركت و هم هديه اي از خداست!

نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 19:26 توسط یه پسر .....| |


۲- ۳ روزه خیلی وحشتناک سرما خوردم...

دیروز رفتم قرص و شربت گرفتم... خوبتر که نشدم هیچ... بدترم شدم....

امروز بالاخره رفتم دکتر.... یه آمپولم بهم زدن... آخخخخخخخخخخخخ...جای آمپولش درد میکنه...

ولی فکر کنم به خورده بهتر شدم.. نیدونم...

ولی.. اینو فهمیدم که حتی لیاقت یکی دو روز استعلاجی رو هم ندارم....همه میرن مرخصی صفا سیتی.... ما مرخصی استعلاجی میگیریم دم مرگمونم باید جواب تلفنهای اداره رو بدیم....

اونم چی.... عوض دستت درد نکنه.. کلی لیچار بارمون میشه...ای داد بی داد....

نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 11:6 توسط یه پسر .....| |


السلام عليک يا علي بن موسي الرضا(ع) 

 اس ام اس ویژه ولادت امام رضا (ع)+مولودی ولادت امام رضا (ع) ,sms imam reza WwW.FuN2Net.MiHaNbLoG.CoM

ای کهفیان ....همچون سگی مرا تا حرم ببرید....

اگر امشب رضا رضا نگویم... هار می شوم....

 

 

پشتم به آسمان شما گرم است

 در ازدحام شوم هیاهوها

دل می زنم هراس اسارت را

 ای ضامن غریبی آهوها

ایوان طلا ! گرفته دلم رخصت 

 من ابری ام ( أادخُلُ ) یا خورشید ؟

...حالا نشسته ای چه کبوتر !

بر گنبدش ، تو خسته زسوسوها

گم می کند زلالی این کاشی

اسلیمی سکوت نگاهم را

در لابهلای آن همه بی تابی 

 پای ضریح ... محضر شب بوها

با پلک های خیس به امیدی 

 نذر تو می کنند فقط ، دریا

خلخال های نقره و مروارید 

 زنهای دل شکسته جاشوها

اسپند؟ عود؟ عطر گلاب این نیست !

 احساس می کنم ، نه! یقین دارم

خوشبوترین نسیم خراسانی 

 یک لحظه رد شدید از این سوها

افتاده اند از نفس آری تو 

 تنها تو قادری که ببخشایی

امشب کنار پنجره فولاد 

 نایی به نا توانی زانوها

آورده است با خودش از ده 

 آه ... چادر نماز گل گلی اش را باد

مادر بزرگ رفت و حرم را نه !

هرگز ندید فصل پرستوها

شهادت امام رضا (ع)  ياور بي پناهان و غريبان تسليت . وبلاگ نواي دل . سيد افشاري

  کیه که به من جون میده جونم به فداش    آقام امام رضا (ع)

                     کیه که دوای مریضهاست خاک عباش        آقام امام رضا (ع)

                     کیه که قیامت می کنه قد وبالاش             آقام امام رضا (ع)

يا ضامن آهو ادركني !!!

 

 

پ.ن:

یا امام رضا(ع) .... حج ما بچه فقیر فقرا تویی.... عشق ما تویی... همه کس ما بدبخت بیچاره ها تویی...

عاشقتم یا امام رضا(ع)....

آقا جون.... قربون کبوترای حرمت... قربون اون همه جودو کرمت...

آقا جون... اگر کسی میاد پیشت... چه خوب باشه...چه بد باشه... همیشه باهاش مهربونی....

آقاجونم... مهربونم... قشنگم... خاک پات سرمه چشمام.... آب سقاخونه تو به صدتا چاه زمزم می ارزه

مولای من...میدونی چند وقته دلم تنگته... میدونی خیلی وقته این سگ درخونتو نخواستی بیاد پابوست.... خیلی وقته ها ... خیلی زیاد... فکرکنم یه ۵-۶ ماهی میشه...

مولای من... دوست دارم...

نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 22:25 توسط یه پسر .....| |


ای وای من اگر صیاد من....

غافل شود از یاد من....

 

پ.ن:

هوا بارونیه....ولی من بر عکس اینکه از روزا و شبای بارونی فوق العاده خوشم میاد و دیوونه میشم .... حال و روزم روبه راه نیست....هییییی.....

نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 19:23 توسط یه پسر .....| |


سلام................

آخ جوننننننننننننننننننننن.... وبلاگگگگگگگگگگگگگگگگگگ.....

برای منی که معتاد وبلاگم هستم بعد از ۱۰ روز اومدن توی وبلاگ چه حالی میده....

یه ۱۰ روزی کامفیوترم ویروسی شده بود.. بردم اداره..... هر روز یکی نشست درستش کنه.. دیگه نشد دیگه....

امروز بالاخره درست شد... از شانسم اومدم بیارم بیرون نگهبانی گیر داد آقای(....) شما دیگه چرا!!!

گفتم به خدا سیستم خودمه.. اینهاش... برچسب اموالم نداره... خلاصه... باید منتظر باشم فردا پس فردا حراست و بازرسی منو نخوان... آخه دوربینا منو ثبت کردن....

به هر حال.... اومدم خونه.... هی یوزر پسووردمو زدم دیدم وارد نمیشم... آخه محض ریا ای دی اس ال داریما....اهمممممممممممم...

آره ... جونم براتون بگه دیگه الان زنگ زدم شرکت.. دیدم من دراز گوش پسووردمو اشتب میزدم...

خوب همینه دیگه...

 

پ.ن ماشینم:

میدونین اولینهای آدم همیشه خیلی به یاد موندنیه.... من به خاطره یه ترس بچه گانه تا به حا ماشین نمیخریدم.... اما....خوب حالا که خریدم.. فهمیدم خیلی دراز گوشم که دیر خریدم....

برای اولین بار با ماشینم بیرون رفتنو تجربه کردم....

برای اولین بار تصادف کردم....

برای اولین بارامروز ساعت ۶-۳۰/۶ اومدم توی پارکینگ ماشینمو پارک کنم زدم به ستون یه ذره رنگ ماشینم رفت....

برای اولین بار خسارت داردم....

پ.ن: به خدا دست فرمونم خوبه... فقط آدم اینقدر تصادف میبینه ها .. ترس و استرس تصادف میگیرتش

وایییییییییییییییییی... چقدر حرف زدم...

من برم...

بابای

نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 19:47 توسط یه پسر .....| |


پ.ن:

 سالهای سال گذشت و همچنان تولید کنندگان ساندیس نوشتند

 “از اینجا باز کنید”

ولی‌ مردم، مثل همیشه .... از آنجا باز می کنند

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 8:0 توسط یه پسر .....| |


بالاخره ما هم صاحاب یک خرکروز شدیم....

 

ماشین خریدم

 

 

بگو ماشاالله

 

بگو چرخش برات بچرخه....

 

چشم حسود و بخیل... دور باد

 

 

پ.ن:

پشت ماشینم میخوام بنویسم "یواشکی دوست دارم"

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 9:44 توسط یه پسر .....| |


و خداوند نام زیبایی صادق را بر او نهاد....

موسس مکتب جعفری...

خوشا به حال رهروان راستین آن حضرت....

 

سالروز شهادت امام ششم تسلیت باد

 

نوحه جانسوز در غم صادق آل احمد ویژه شهادت امام صادق (ع)

مرکز دانلود موسیقی ، سرود ، آهنگ ، نرم افزارو نوحه

دانلود نوحه در سوگ شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع)

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 7:47 توسط یه پسر .....|


"بر منافق و ضد ولایت فقیه لعنت"

 

ما را ز جنبش خس و خاشاک

 

باک نيست


بر خاکمان مباد هجوم گرازها

 

نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 15:16 توسط یه پسر .....| |


ای خدای من شکرت........
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 14:51 توسط یه پسر .....| |


من اگر شانس داشتم......

ای خدایییییییییییییییییییییییییییی من....

باشه....

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 14:47 توسط یه پسر .....| |


حال من دست خودم نیست.....
نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 17:30 توسط یه پسر .....| |


***  سلام ***

 

 

پ.ن:

راستی یادم رفت بگم... الانم قبل و بعد از آپ کردنم در حال درست کردن شامی هستم....

چی از آب در بیاددیگه... شامی و آپ کامپیوتر... وای وای وای وای...

نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 20:14 توسط یه پسر .....| |


امروز خیلی خنثی هستم.... حال و حوصله هیچ کاری رو ندارم....

دیشب برای اولین بار کاتلت سیب زمینی درست کردم...خوب به علت مریضی مادرم من شدم مامان خونه دیگه...

تا به الان توی این ۲۸-۲۹ سالم دم کردن برنج- درست کردن کبابها- درست کردن شامی و بعضی دیگه از غذاها در کارنامه کاری اینجانب رویت میشود....اهمممم...

مشروح اخبار:

طرز تهیه کاتلت سیب زمینی:

دستها را خوب بشویید .... رنده .... سیب زمینی ..... ظرفی برای جمع آوری رندیده شده ها....و ...

پس از پوست کندن سیب زمینی .... آنها را می شوییم ... با شستن سیب زمینی دستها را هم میشوییم....

سیب زمینی را می رنده ایم.... پس از رندیدن... با ۲ تخم مرغ (رسمی یا معمولی) می قاطییم ....

پس از افزودن زردچوبه... فلفل... و نمک... خوب ورز می دهیم ...

تابه را به روغن آغشته نموده... میگذاریم گرم شود(روغن را میگویم جانم... )....اهممممم.... بچه یه لیوان آب بده...

غورت غورت غورت غورت... آخیششششش گلوم خیس شد....

سپس.... سیب زمینی را به صورت کف دست یا تابه ای بزرگ آماده می نماییم....

پس از ۱۵ - ۲۰ دقیقه.... کتلت را بر میگردانیم .... و طرف دیگرش...

دوباره ... پس از ۲۰ دقیقه ... هر ۲ طرف را ۵ دقیقه جیلیز ویلیز می دهیم....

یادتان نرود... برای سرو غذا...گوجه و خیارشور و فلفل دلمه هم می توانید بعنوان چاشنی و سالاد استفاده نمایید جانم...

هووو.. بچه .. بلند شو بلیطهارو جمع کن....

این بود یک تجربه من...

نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 20:8 توسط یه پسر .....| |


خداوکیلی هر وقت که آهنگهای علی عبدالمالکی رو گوش میکنم خیلی آروم میشم....

خیلی....

نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 20:26 توسط یه پسر .....| |


خیلی خیلی خسته ام....

داغونم... داغون داغون....

خدایا.. حتی حس وحال جابجایی یه لیوانم ندارم....

خیلی وحشتناکم.... چرااینجوری شدم من آخه...

نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 20:15 توسط یه پسر .....| |


خیلی خیلی بی حوصله ام....
نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 19:35 توسط یه پسر .....| |


بدجوری قاری قوط زدم.....

خیلی خیلی فکرم به هم ریخته....

فکرم یه جاس... چشمم اشکباره... دلم شوق و غم داره همراه با دلهره......

تنم سردو گرم میشه .....

دستام توان نداره....

از همه عالم و آدم فراریم....محتاج جای امن و دنج....

توی اداره که هستم تقریباْ دوست ندارم با کسی حرفی بزنم..

اکثراْ ساکت و توخودمم.... بیشتر مواقع کلافه و مثل آدمهای دیوونه به این و اون میپرم....

جدیداْ خیلی کم محل شدم....

به قول هرکدوم از رفیق و رفقای اداره که باهام صحبت می کنن میگن چرا اینقدر غم دلت بزرگ شده که به کسی حرفتو نمیزنی....

 

پ.ن:

۱- الان دارم علی عبدالمالکی گوش میکنم...وایییییییییییییییییییی خدایا... چقدرناز میخونه... به هر ترانش دیوونه میشم و از خودم بیخود.... 

۲- فردا سرم  خیلی شلوغه ...تقریباْ از ساعت ۶ صبح باید برم سرکار تا الی بوق سگ...واق واق 

۳- میخواستم....و میخوام.... خواهم خواست...میتوانیم....

۴- مثل تموم عالم حال منم خرابه... این آهنگهای علی عبدالمالکی خیلی معرکس...

۵- من برم ظرفهارو بشورم .... کاری ندارین...

نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 22:8 توسط یه پسر .....| |


 

خدایا شکرت...

نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 21:19 توسط یه پسر .....| |


خدایا .....

 

مُخم هنگ کرده.....

نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 21:13 توسط یه پسر .....| |


سیستمم ویروسی شده...

نمی تونم بیام نت...

مجبور شدم بعد از وقت اداری از اینترنت ادارمون وارد بشم....

هییییییی.....

خدایا دوست دارم...

 عزیزم.... به وسعت تمامی تنهاییم دوستت دارم.....

نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 16:59 توسط یه پسر .....| |


تو این پست نماهنگ بسیار زیبای "عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک" که به مناسبت هفته دفاع مقدس پخش شد رو گذاشتم.

یادآوری می کنم که این نوحه رو حاج محمود کریمی با سبک بسیار زیبا و صدای فوق العاده اش خونده. ضمنا ایشون این نوحه رو شام غریبان 87 در محضر مقام معظم رهبری هم خونده بودند.

دانلود کنید:

فیلم (6.6MB)

صوت (2.5MB)

صوت - حسینیه امام 87 (834KB)

توجه: توصیه می کنم که فایل صوتی دوم رو دانلود کنید چون کاملتره. فیلم رو هم حتما دانلود کنید.

نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 23:26 توسط یه پسر .....| |


خدایا ....

خیلی خسته ام...

آهای... اینه رسمش....

نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 23:7 توسط یه پسر .....| |


نمیدونم چه رسمیه....

رسم زمونه و انتخابایی که می کنیم همیشه خوشگله....

خوشگل... زیبا... ناز...

من عاشقم... عاشق... واقعاْ عاشقم.... عاشق چی.... عاشق شهدای گمنام....

یه چیز جالب... توی این هفته دفاع مقدس... به عنوان جانشین ادارمون قسمتم شد برم دیدار با چند خانواده شهید....حدود ۴تا خانواده شهید...

از بین این ۴ خانواده شهید جالب اینجا بود که ۲ تا خانواده شهداش مفقو الجسد بودن...

گمنام ...گمنام گمنام....

ولی.... خانواده شهدا.. آنچنان نورانیتی داشتن... آنچنان عظمتی ... که واقعاْ آدم مات و مبهوتشون می مونه....

 

پ.ن:

بعضی از مسئولین کثافت که دارن توی لجن دست و پا میزنن برای قدرت... یه سر برن خونه خانواده شهداء .... شهدای واقعی ... نه شهدای سیاسی که نظامو به سقوط دارن می کشونن....

واقعاْ برن ببینن این شهدای گمنام کیا هستن.... شهدایی که با گمنامیشون.. سبز بودنشون تا ابد تاریخ نمایانه... نه سبز ریا... نه سبز منافقین...

شهدایی که جانشون رو در راه ولایت فقیه دادن... نه علیه ولی فقیه...

نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 22:35 توسط یه پسر .....| |